رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
152
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
به عهده داشت و پس از فرار وى در سال 916 ( - 11 / 1510 م . ) به دربار آمد و به عنوان وزير خدمت شاه را پذيرفت « 3 » . خبرى در دست نداريم كه به موجب آن وى وزير كل شده باشد ، اما مىدانيم كه به فرمان شاه او مىتوانست مهر خود را زير مراسلات ، در كنار مهر وزير كل بزند « 4 » . بههرحال وزير كل در ابتداى دورهء صفويه داراى چنان مقام و منزلتى نبود كه بعدها واجد آن شد « 5 » . در سال 924 ( - 1518 م . ) خواجه را در هرات مىبينيم . حبيب السير مىگويد كه : « به موجب فرمان شاهانه همهء امور خراسان مىبايست به تصويب وى حلوفصل گردد » « 6 » . چنين معلوم است كه وى در هرات شغل معينى نداشته است ، ولى بههرحال مسلم آنكه وزير حاكم نبوده است « 7 » . در سالى كه ذكر شد حاكم خراسان بهنام امير سلطان ( خان ) وى را به همراه غياث الدين محمد ، صدر خراسان كه قبلا از او ياد كرديم « 8 » براى انجام مأموريت معينى به دربار فرستاد . خواجه ديگر به خراسان بازنگشت ، بلكه در دربار ماند . اما صدر كه باز در سمت خود تأييد شد اضافه بر شغل خود نظارت بر امورى را نيز كه قبلا به عهدهء خواجه بود تقبل كرد : « امير سلطان مىبايست ساير امور ادارى و مالى را با موافقت ايشان رتقوفتق كند » « 9 » . روابط اين دو تن از اين پس سخت تيره شد ، زيرا حاكم از پذيرفتن نظارت صدر بر كارهايش سر باز زد . سرانجام حاكم به قتل صدر فرمان داد و اين اقدام باعث شد كه شاه در سال 927 ( - 1521 م . ) وى را معزول كند .
--> ( 3 ) - همان كتاب غلام سرور ، ص 60 . ( 4 ) - مطابق خلاصة التواريخ ، ص b 62 . ( 5 ) - در اين دوره شخصيت وزير كل در درجهء بعد از نماينده ( وكيل ) شاه قرار داشت . ( Savory , Principal Offices I 102 ) . ( 6 ) - حبيب السير ، ص 379 . ( 7 ) - ما دربارهء وزراى اين حاكم چند صفحهء قبل صحبت كرديم . ( 8 ) - رجوع شود به حاشيهء نمرهء 330 فصل اول اين كتاب و قسمت مربوط به آن در متن . ( 9 ) - حبيب السير ، ص 379 .